محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6455
تاريخ الطبرى ( فارسي )
باذآورد فرستاده بود . در آن وقت سليمان بن جامع از جانب سالار زنگيان در مقابل موسى پسر اتامش بود و سليمان از آن پيش كه پسر اتامش از باذآورد برود ( 521 به سپاه وى دست اندازى كرده بود ، وقتى پسر اتامش برداشته شد و جعلان به جاى وى گماشته شد ، سليمان يكى از بحرانيان را به نام ثعلب پسر حفص به مقابلهء وى فرستاد كه با وى نبرد كرد و تعدادى سوار و پياده از او گرفت . سردار زنگيان نيز از جانب خويش يكى از مردم جبى را به نام احمد پسر - مهدى با زورقهايى كه تيراندازان در آن بودند به نهر المرأه فرستاد . مرد جبايى به - دهكده هاى اطراف مذار مىتاخت و در آنجا تباهى مىكرد و به نهر المرأه بازمىگشت و آنجا مىماند . اين جبايى به سردار زنگيان نوشت و خبر داد كه هور از مردان سلطان خالى مانده كه مسرور و سپاهيان وى به وقت ورود يعقوب به واسط از آنجا رفتهاند پس سردار زنگيان به سليمان بن جامع و جمعى از سرداران خويش دستور داد كه سوى حوانيت روند ، به يكى از باهليان نيز به نام عمير پسر عمار كه راهها و - گذرگاههاى هور را مىشناخت دستور داد كه با جبايى برود تا در حوانيت جاى گيرد . محمد بن عثمان عبادانى گويد : وقتى سالار زنگيان مصمم شد كه سپاهيان به ناحيهء هور و دشت ميشان فرستد ، به سليمان بن جامع دستور داد در مطوعه اردو زند و سليمان بن موسى بر دهانهء نهر موسوم به يهودى اردو زند كه چنان كردند و بماندند تا اجازهء وى به نزد آنها آمد كه روان شدند ، سليمان بن موسى سوى دهكدهء معروف به قادسيه رفت و سليمان بن جامع سوى حوانيت رفت ، جبايى در زورقها پيش روى سپاه سليمان بن جامع بود . اب ترك با سى كشتى به دجله شد و سرازير شد كه آهنگ اردوگاه سردار زنگيان داشت ، به يكى از دهكده ها گذشت كه با خبيث به صلح بود كه بدان دستاندازى كرد و آتش زد ، خبيث به سليمان بن موسى نوشت كه مانع بازگشت وى شود ، سليمان راه وى را گرفت ، يك ماه بماند كه نبرد مىكرد و عاقبت